ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی باشی

آبستن می شوم

آبستن عشقی نو

دوباره از تو

......

بپذیر که قلبم

سقطی دوباره را

توان ندارد!

 

| دوشنبه 13 آبان1392 | | نازآفرین| |

من

نازآفرینم

و

تو

ناز کش.


پ.ن: ... لقب نازخواه را ز تو باز ستاندیم!!

| شنبه 1 مهر1391 | | نازآفرین| |

پروردگارا

تاب ماندن ندارم

دل شکسته ام

مرا بپذیر!


پ ن: بگو آمین

| شنبه 25 شهریور1391 | | نازآفرین| |

 

نمی دانم

آیا

قلبمان

مثل قبل

خواهد شد؟!

...

| دوشنبه 13 شهریور1391 | | نازآفرین| |

من زنم

و به همان اندازه از هوا

سهم می برم که ریه های تو!

 

درد آور است که من آزاد نباشم

تا تو به گناه نیفتی!

 

قوس های بدنم بیشتر از افکارم

به چشمهایت می آیند!

 

تاسف بار است که باید لباسهایم را

به میزان ایمان تو تنظیم کنم.

 

(زنده یاد سیمین دانشور)

| جمعه 19 خرداد1391 | | نازآفرین| |

 ...

خود را

شایسته عشق بنما

تا عشق

تو را دریابد!

 

| یکشنبه 24 مهر1390 | | نازآفرین| |

یادته هر وقت ازت می پرسیدم

منو چقدر دوست داری

می گفتی همون اندازه که تو منو دوست داری

منم  با ناز می گفتم

نه! تو باید منو بیشتر دوست داشته باشی

...

ببین

میشه منو همون قدر که من تو را دوست دارم

دوستم داشته باشی

!

| دوشنبه 4 مهر1390 | | نازآفرین| |

خواهم مرد

آن هنگام که

اشک هایم را

به هیچ پنداری

و غمم را

به فراموشی

سپاری

...

 

| جمعه 28 مرداد1390 | | نازآفرین| |

عشق بازی

هم

لیاقت می خواهد

آری ...

رویای شبانه

بعضی را

بس!

 

| یکشنبه 4 اردیبهشت1390 | | نازآفرین| |

گم می شوم

در خودم

تا

تو

مرا

پیدا کنی

...

آه

چه امید عبثی!

 

| دوشنبه 22 فروردین1390 | | نازآفرین| |

از صبح تا شام

در آغوش می گرفتی مرا

می بوسیدی

و می گفتی که

دوستم داری

بارها و بارها

...

اما نمی دانم

چه شده که

از آن همه

گاه

یک بوسه هم

مال من نمی شود!!

 

| دوشنبه 20 دی1389 | | نازآفرین| |

گوش کن

می شنوی؟

زمزمه را می گویم!

نه

نه

هیاهو

فریاد٬ را می گویم

می شنوی؟

آسمان

زمین

خاک

...

آغاز و تولدی

نو را فریاد می زنند

 

اما

قلب تو

نیز

آیا؟

| دوشنبه 19 فروردین1387 | | نازآفرین| |

آفتاب ،سوزان است

مرا در انتظار بالهایت رها مکن!

| سه شنبه 4 دی1386 | | نازآفرین| |

دیرزمانی است که انتظار مرا احاطه کرده

انتظاری که پایان مبهمی دارد

انتظاری که بیش از پیش دشوار می شود

وقتی زمانه نهی ات می کند

وقتی سیاهی و پلیدی در اطرافت سایه می گستراند

وقتی همراهی نداری

و

وقتی نمی توانی او را لمس کنی ...

 

ساعتی پیش بود

یا شاید چند روزی باشد که

آسمان اجازه داد گستره اش را نظاره کنم

همه می گویند هوا ابری است

یا حداقل با روزهای پیش فرقی ندارد

اما من آسمان را صاف می بینم!

آیا این فقط یک احساس است؟

نمی دانم

شاید بتوانم آگاهی ، را بیابم که قانعم کند زندگی سرسر احساس است!

 

| دوشنبه 12 آذر1386 | | نازآفرین| |

مرداب را

بهانه مکن

...

نیلوفر

همچنان

باقیست!

 

| سه شنبه 8 آبان1386 | | نازآفرین| |

... و

 خدا راز هستی را در فلب آدمی نهاد.

 

| دوشنبه 16 مهر1386 | | نازآفرین| |

 

| چهارشنبه 27 تیر1386 | | نازآفرین| |

نمی دانم چه کرده ایم

گناهمان چیست ؟

...

که دیگر عشق را

باورمان نیست

گویی عشق را در صفحات

کتاب بزرگ تاریخ دفن کرده ایم

اما من

قلبم را

به پای عشق

پیشکش می کنم!

...

عزیزم

عشقم را بپذیر.

 

| دوشنبه 11 تیر1386 | | نازآفرین| |

در آن هنگام که

قلب فرشته مان

را غم فرا گیرد

...

ابلیس می خندد !

 

| سه شنبه 22 خرداد1386 | | نازآفرین| |

میلاد عشقم

...

میلاد عشقمان

...

مبارک

 

| یکشنبه 13 خرداد1386 | | نازآفرین| |

رهایی تو

از قفس

بسی سهل تر است

از رهایی من

از زندان درون!

 

| سه شنبه 8 خرداد1386 | | نازآفرین| |

و در آن هنگام که

فرشته درون

می گرید

و

ابلیس برون

می خندد!!

 

| سه شنبه 1 خرداد1386 | | نازآفرین| |

آرزو

کردم

 که چون

 درآب دریا

غوطه ور شوم

به سان یک پری گردم

همان که تو می خواستی

زیبا ، چون یک پری دریا

اما!

این نکته از خاطر بردم که

چون چنین شود

کبوتر با کبوتر

باز با باز  !

 

 

| شنبه 22 اردیبهشت1386 | | نازآفرین| |

عزیزم

تبریک!

خوب

بازی

کردی

...

نقش-ت

را می گویم.

 

پ.ن: به راستی کدامین نفر از ما در نقش واقعی خویش بازی می کنیم؟
و چه تعداد از ما در نقش هایی دروغین؟ !

| دوشنبه 10 اردیبهشت1386 | | نازآفرین| |

می دونی مشکل

 این است

که من

عشق تو را

با عشق

شوالیه های

رمان هایی

که خواندم

مقایسه می کنم

ببینم مگر

عشق

با

 عشق

فرق می کند؟!

 

| پنجشنبه 23 فروردین1386 | | نازآفرین| |

چشمانت را

باور کردم

دل دادم

رویا آمد

دل بستم

زمان گذشت با

حلاوت سخنانت

...

به ناگاه

خوابم آشوب شد

نه

قلبم

آری

کابوس واقعیت!

 

| سه شنبه 15 اسفند1385 | | نازآفرین| |

آینه ها را نیز بشکنید

...

آینه ها هم دروغ می گویند!

| چهارشنبه 25 بهمن1385 | | نازآفرین| |

فراموش

مکن

که

من

نازآفرینم

و

تو

ناز ...

 

| چهارشنبه 27 دی1385 | | نازآفرین| |

به سکوت گذر می کنی

اما

چشمهایت فریاد می زنند

که

عاشقم هستی!

| پنجشنبه 7 دی1385 | | نازآفرین| |

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را می خواهد و به

لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه

که دلت می خواهد.

 

 

| دوشنبه 27 آذر1385 | | نازآفرین| |

Design By : shotSkin.com