دوشنبه 19 فروردین1387
بهار
می شنوی؟
زمزمه را می گویم!
نه
نه
هیاهو
فریاد٬ را می گویم
می شنوی؟
آسمان
زمین
خاک
...
آغاز و تولدی
نو را فریاد می زنند
اما
قلب تو
نیز
آیا؟
سه شنبه 4 دی1386
ای فرشته عشق
مرا در انتظار بالهایت رها مکن!
دوشنبه 12 آذر1386
زندگی سراسر احساس است!
انتظاری که پایان مبهمی دارد
انتظاری که بیش از پیش دشوار می شود
وقتی زمانه نهی ات می کند
وقتی سیاهی و پلیدی در اطرافت سایه می گستراند
وقتی همراهی نداری
و
وقتی نمی توانی او را لمس کنی ...
ساعتی پیش بود
یا شاید چند روزی باشد که
آسمان اجازه داد گستره اش را نظاره کنم
همه می گویند هوا ابری است
یا حداقل با روزهای پیش فرقی ندارد
اما من آسمان را صاف می بینم!
آیا این فقط یک احساس است؟
نمی دانم
شاید بتوانم آگاهی ، را بیابم که قانعم کند زندگی سرسر احساس است!

سه شنبه 8 آبان1386
بهانه مکن
...
نیلوفر
همچنان
باقیست!

دوشنبه 16 مهر1386
خداوند فرشتگان را فرمود که من چیزی می دانم که شما نمی دانید.
خدا راز هستی را در فلب آدمی نهاد.

دوشنبه 11 تیر1386
وای بر ما !
گناهمان چیست ؟
...
که دیگر عشق را
باورمان نیست
گویی عشق را در صفحات
کتاب بزرگ تاریخ دفن کرده ایم
اما من
قلبم را
به پای عشق
پیشکش می کنم!
...
عزیزم
عشقم را بپذیر.

سه شنبه 22 خرداد1386
آه
قلب فرشته مان
را غم فرا گیرد
...
ابلیس می خندد !

یکشنبه 13 خرداد1386
12 خرداد
...
میلاد عشقمان
...
مبارک

سه شنبه 8 خرداد1386
به راستی
از قفس
بسی سهل تر است
از رهایی من
از زندان درون!

سه شنبه 1 خرداد1386
...
فرشته درون
می گرید
و
ابلیس برون
می خندد!!

شنبه 22 اردیبهشت1386
آرزو کردم
کردم
که چون
درآب دریا
غوطه ور شوم
به سان یک پری گردم
همان که تو می خواستی
زیبا ، چون یک پری دریا
اما!
این نکته از خاطر بردم که
چون چنین شود
کبوتر با کبوتر
باز با باز !

دوشنبه 10 اردیبهشت1386
تبریک!
تبریک!
خوب
بازی
کردی
...
نقش-ت
را می گویم.

پ.ن: به راستی کدامین نفر از ما در نقش واقعی خویش بازی می کنیم؟
و چه تعداد از ما در نقش هایی دروغین؟ !
پنجشنبه 23 فروردین1386
!!!
این است
که من
عشق تو را
با عشق
شوالیه های
رمان هایی
که خواندم
مقایسه می کنم
ببینم مگر
عشق
با
عشق
فرق می کند؟!

سه شنبه 15 اسفند1385
رویا
باور کردم
دل دادم
رویا آمد
دل بستم
زمان گذشت با
حلاوت سخنانت
...
به ناگاه
خوابم آشوب شد
نه
قلبم
آری
کابوس واقعیت!

چهارشنبه 25 بهمن1385
آینه ها!
...
آینه ها هم دروغ می گویند!
چهارشنبه 27 دی1385
هیچگاه
مکن
که
من
نازآفرینم
و
تو
ناز ...
پنجشنبه 7 دی1385
!
اما
چشمهایت فریاد می زنند
که
عاشقم هستی!
دوشنبه 27 آذر1385
آرزویم این است:
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی
عاشق آنکه تو را می خواهد و به
لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه
که دلت می خواهد.
یکشنبه 28 آبان1385
گاه
شیرین
چه دلچسبند!
اما
...
اما
فردا
در راه است.
جمعه 19 آبان1385
در مترو
ـآره ٬تا دلت بخواد مخصوصا این آخری!
آخه می دونی مجید انقدر غیرتی است که
اگر از دوستی من با اون یکی ها خبردار بشه ٬منو می کشه!!
سه شنبه 25 مهر1385
گاه
به هر قیمتی
عمق
عشقت
را دریابم!

سه شنبه 11 مهر1385
بی شک
با زاویه
تند
سخنانت
بی ارتباط
نیست!
سه شنبه 4 مهر1385
عزیزم
حقیقت را به صورت
طرف مقابلت تف کنی!
چهارشنبه 29 شهریور1385
!
نمی اندیشند!...
انفال - ۲۲
یکشنبه 22 مرداد1385
در آیین من عشق نیز از نوع دیگر است
فراق را غنیمت شمارید
که فراق من از نوع دیگر است
غم را عزیز شمارید
که غم من از نوع دیگر است
درد را درمان کند
ناز نگاه یار ، اما
درمان درد من از نوع دیگر است
هجران یار ، شکر باشد اگر
وصال را ، امید
وصال یار من اما ،از نوع دیگر است
دوشنبه 16 مرداد1385
خسته
از این دیار غربت
خسته از این آلودگی
خسته از این غبار روح
جاده دلتنگی و این
فسون غم آلوده عشق
بی روحی خلوتم و ...
چهارشنبه 4 مرداد1385
نگاه تو
نگاه تو
قلقلک می دهد
دلم را
و می خندد چشمانم
از حضور تو
آه
تبسم لبهایم را
دریاب!


