ای کاش قلب ها در چهره ها بودند!

آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی بکوش در کمال آنچه هستی  باشی

اولين تاثير گناه آدم و حوا در خوردن ميوه درخت ممنوعه، عرياني بود.

دستاورد انسان امروز با نام آزادي!!!

نوشته شده در یکشنبه ۲۲ آبان ۱۴۰۱ساعت توسط نازآفرین| |

عزیزم

کدام بهشت را میخواهی جهنم کنی؟!

...

اینجا خود جهنم است!!

نوشته شده در چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸ساعت توسط نازآفرین| |

دیروز

هراسم

فراق

بود

و

امروز

کابوسم

فراغ

 

نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ساعت توسط نازآفرین| |

از زندگی لذت ببر

چه انتظاری از مردم داری؟؟

آنها پشت سر خدا هم حرف می زنند!!

اگر خواستی چیزی را پنهان کنی

لای یک کتاب بگذار!

این ملت کتاب نمی خوانند.

 

احمد شاملو

نوشته شده در چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۴ساعت توسط نازآفرین| |

خدایا 

 

مرا زودتر از او ببر ! 

دوست دارم 

بدون من بودن را وقتی که می گفت بمیر 

از عمق وجود احساس کند ! 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۹۴ساعت توسط نازآفرین| |

شب 

سنگینی بار هستی بر دلم 

در بسترم با تو ، اما بی تو !

تنها ، اشک ریختم 

تو اما ، آگاهانه چشم بستی و خفتی 

شاید خسته از تکرار 

و من از درد احساس زخمی ام پیچیده بر خود 

تنهای تنها 

تنهای تنها 

...

نوشته شده در دوشنبه ۶ مهر ۱۳۹۴ساعت توسط نازآفرین| |

نوشته شده در یکشنبه ۵ مهر ۱۳۹۴ساعت توسط نازآفرین| |

My poetry is the world
I write it every day
I rewrite it every day
I see it every day
I read it every day
I eat it every day
I sleep it every day
The world is my chance
It changes me every day
My chance is my poetry
 


Herman de vries 1972 

نوشته شده در چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۹۴ساعت توسط نازآفرین| |

آبستن می شوم

آبستن عشقی نو

دوباره از تو

......

بپذیر که قلبم

سقطی دوباره را

توان ندارد!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲ساعت توسط نازآفرین| |

من

نازآفرینم

و

تو

ناز کش.


پ.ن: ... لقب نازخواه را ز تو باز ستاندیم!!

نوشته شده در شنبه ۱ مهر ۱۳۹۱ساعت توسط نازآفرین| |

پروردگارا

تاب ماندن ندارم

دل شکسته ام

مرا بپذیر!


پ ن: بگو آمین

نوشته شده در شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۱ساعت توسط نازآفرین| |

 

نمی دانم

آیا

قلبمان

مثل قبل

خواهد شد؟!

...

نوشته شده در دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱ساعت توسط نازآفرین| |

من زنم

و به همان اندازه از هوا

سهم می برم که ریه های تو!

 

درد آور است که من آزاد نباشم

تا تو به گناه نیفتی!

 

قوس های بدنم بیشتر از افکارم

به چشمهایت می آیند!

 

تاسف بار است که باید لباسهایم را

به میزان ایمان تو تنظیم کنم.

 

(زنده یاد سیمین دانشور)

نوشته شده در جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۱ساعت توسط نازآفرین| |

 ...

خود را

شایسته عشق بنما

تا عشق

تو را دریابد!

 

نوشته شده در یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰ساعت توسط نازآفرین| |

یادته هر وقت ازت می پرسیدم

منو چقدر دوست داری

می گفتی همون اندازه که تو منو دوست داری

منم  با ناز می گفتم

نه! تو باید منو بیشتر دوست داشته باشی

...

ببین

میشه منو همون قدر که من تو را دوست دارم

دوستم داشته باشی

!

نوشته شده در دوشنبه ۴ مهر ۱۳۹۰ساعت توسط نازآفرین| |

خواهم مرد

آن هنگام که

اشک هایم را

به هیچ پنداری

و غمم را

به فراموشی

سپاری

...

 

نوشته شده در جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ساعت توسط نازآفرین| |

عشق بازی

هم

لیاقت می خواهد

آری ...

رویای شبانه

بعضی را

بس!

 

نوشته شده در یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت توسط نازآفرین| |

گم می شوم

در خودم

تا

تو

مرا

پیدا کنی

...

آه

چه امید عبثی!

 

نوشته شده در دوشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۰ساعت توسط نازآفرین| |

از صبح تا شام

در آغوش می گرفتی مرا

می بوسیدی

و می گفتی که

دوستم داری

بارها و بارها

...

اما نمی دانم

چه شده که

از آن همه

گاه

یک بوسه هم

نصیب من نمی شود!!

 

نوشته شده در دوشنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹ساعت توسط نازآفرین| |

گوش کن

می شنوی؟

زمزمه را می گویم!

نه

نه

هیاهو

فریاد٬ را می گویم

می شنوی؟

آسمان

زمین

خاک

...

آغاز و تولدی

نو را فریاد می زنند

 

اما

قلب تو

نیز

آیا؟

نوشته شده در دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷ساعت توسط نازآفرین| |

آفتاب ،سوزان است

مرا در انتظار بالهایت رها مکن!

نوشته شده در سه شنبه ۴ دی ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

دیرزمانی است که انتظار مرا احاطه کرده

انتظاری که پایان مبهمی دارد

انتظاری که بیش از پیش دشوار می شود

وقتی زمانه نهی ات می کند

وقتی سیاهی و پلیدی در اطرافت سایه می گستراند

وقتی همراهی نداری

و

وقتی نمی توانی او را لمس کنی ...

 

ساعتی پیش بود

یا شاید چند روزی باشد که

آسمان اجازه داد گستره اش را نظاره کنم

همه می گویند هوا ابری است

یا حداقل با روزهای پیش فرقی ندارد

اما من آسمان را صاف می بینم!

آیا این فقط یک احساس است؟

نمی دانم

شاید بتوانم آگاهی ، را بیابم که قانعم کند زندگی سرسر احساس است!

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

مرداب را

بهانه مکن

...

نیلوفر

همچنان

باقیست!

 

نوشته شده در سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

... و

 خدا راز هستی را در فلب آدمی نهاد.

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

 

نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

نمی دانم چه کرده ایم

گناهمان چیست ؟

...

که دیگر عشق را

باورمان نیست

گویی عشق را در صفحات

کتاب بزرگ تاریخ دفن کرده ایم

اما من

قلبم را

به پای عشق

پیشکش می کنم!

...

عزیزم

عشقم را بپذیر.

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

در آن هنگام که

قلب فرشته مان

را غم فرا گیرد

...

ابلیس می خندد !

 

نوشته شده در سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

میلاد عشقم

...

میلاد عشقمان

...

مبارک

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

رهایی تو

از قفس

بسی سهل تر است

از رهایی من

از زندان درون!

 

نوشته شده در سه شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

و در آن هنگام که

فرشته درون

می گرید

و

ابلیس برون

می خندد!!

 

نوشته شده در سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۸۶ساعت توسط نازآفرین| |

Design By : nightSelect.com